تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

162

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

اخذ مىشود ، و لكن در حد اول نتيجه ذكر شده و سپس حد وسط برهان ذكر مىشود . نتيجةً در اين حد جواب « ما » ى حقيقيه و جواب « لِمَ » ى ثبوتيه هر دو ذكر مىشود . مثلًا در برهان گفته مىشود : « إنّ القمر قد توسط الأرض بينه و بين الشمس ، و كل مستضيء من الشمس يتوسط بينهما الأرض فإنه ينمحى ضوؤه » فينتج : « إنّ القمر ينمحى ضوؤه » و بعد گفته مىشود : « و المنمحى نوره منكسف ، فالقمر إذن منكسف » و در حد تام ، اول انمحاء ، و بعد توسط اخذ شده و گفته مىشود : « انكساف القمر هو انمحاء نوره لتوسط الأرض بينه و بين الشمس » پس حد تام شامل علل اربع مىشود . اين توضيح اتحاد ما هو و لم هو . و اما اتحاد ما هو و هل هو حاجى فرموده است : « كما يكون ما هو هل هو انتبهوا » توضيح آن اين است كه : اگر در عالم از اوج قلهء كنگره‌اى كه تمام هستى و آنچه در ظلّ هستى است ، نگريسته و قدم فكر را به آنجا برده ، ماهيات را از موجودات منحاز نموده و هر يك را در صفى قرار داده و نور وجود را در يك خط مستقيم و ظلمت ماهيات را در يك خط كج و معوج ببينيم ، و در جايى كه اين نور و ظلمت مزدوج گشته و همچون طليعهء اول صبح ، حق و باطل به هم آميخته‌اند ، ما اين مزدوجين را از هم جدا نماييم ، به موجودى كه چيزى از ظلمت در او نبوده و نور على نور است و مانند عشاق صادق خالص و صرف الحق است مىرسيم . در اين گونه موجودات ما هو و هل هو يكى است ؛ چون پاسخ هل بسيطه و « ما » ى حقيقيه در آن وجود است . قوله : « و الانخساف الأول يناسب » چنان كه شرح داديم . « و فى وجودى اتحد المطالب » يعنى در وجود من - و در بعض نسخ منظومه « و فى وجودى و وجودك » - مطالب يعنى مطلب « ما » ى حقيقيه و مطلب هل بسيطه و مطلب « لِمَ » ى ثبوتيه ، متحد است . توضيح اينكه : وقتى قدم فكر و جناح تفكر بالا رفته و اشياء را در صف نظام ديده و وجود من و تو را در رشتهء اين نظام يافت و چون در بعضى از موجودات جهت نوريه و جهت ظلمانيه بهم آميخته‌اند ، چشم حق بين جهت ظلمت را در صف ظلمانى